الشيخ عباس القمي
1488
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه آن را طيّبه مىگويند ، و نام آن در زمان جاهليت يثرب بوده . پس متوجّه شو به سوى موضعى از آن ، كه آن را بقيع گويند ، پس بپرس كه دار مروان كجا است ، آنجا منزل كن و سه روز در آنجا درنگ كن تا از تعجيل نفهمند كه براى چه كار آمدهاى ، پس بپرس از آن پير مرد سياه كه مىباشد بر در آن سراى ، بوريا مىبافد و نام بوريا در شهرهاى ايشان خصف است ، پس مهربانى كن با آن پير مرد و بگو به او كه فرستاده است مرا به سوى تو خانه خواه تو كه منزل مىكرد در كنج خانه در آن اطاقى كه چهار چوب دارد ( يعنى در ندارد ) و سؤال كن از او احوال فلان بن فلان فلانى يعنى موسى بن جعفر علوى عليه السّلام و بپرس از او كه كجا است مجلس او و بپرس كه كدام ساعت گذر مىكند در آن مجلس پس هرآينه خواهد نمود آن پير مرد تو را آن كس كه گفتم يا نشانى او را بيان مىكند براى تو ، پس مىشناسى او را به آن نشانى و من بيان مىكنم وصف او را براى تو . گفتم : هرگاه ملاقات كردم او را چه كار كنم ؟ گفت : بپرس از او آنچه شده است و از آنچه خواهد شد و از معالم دين هر كه گذشته و هر كه باقى مانده . چون كلام راهب به اينجا رسيد حضرت ابو ابراهيم موسى بن جعفر عليه السّلام به او فرمود : به تحقيق نصيحت كرده تو را يار تو كه ملاقات كردى او را . راهب گفت : چيست نام او فدايت گردم ؟ فرمود : متمّم بن فيروز ، و او از ابناء عجم است و از كسانى است كه ايمان آورده به خداوند يكتا كه شريك ندارد ، و پرستيده او را به اخلاص يقين ، و گريخته از قوم خود چون ترسيده از ايشان كه دين او را ضايع كنند ، پس بخشيد او را پروردگار او حكمت ، و هدايت فرمود او را به راه راست ، و گردانيد او را از متّقيان ، و شناسايى انداخت ميان او و ميان بندگان مخلصين خود و نيست هيچ سالى مگر آن كه او زيارت مىكند مكّه را و حجّ مىگذارد و در سر هر ماهى يك عمره به جا مىآورد و مىآيد از جاى خودش از هند تا مكّه به فضل و اعانت خدا ، و همچنين جزا